X
تبلیغات
رایتل
دریافت همین آهنگ
هم اندیشی ادبیات فارسی دبیرستان دکتر حسابی( رضا رشیدی)
تبادل نظر در مورد درس ادبیات پارسی دبیرستان 
قالب وبلاگ

 

نوع ادبی : ادبیات غنایی

سبک : عراقی

قالب : غزل

محتوا: تصویر جهانی که حافظ انسان را بدان می خواند

 شاعر : حافظ

شرح مفاهیم مشکل درس:

1. دل می رود ز دستم صاحب دلان ، خدا را      دردا که راز پنهان خواهدشد آشکارا


 

نوع ادبی : ادبیات غنایی

سبک : عراقی

قالب : غزل

محتوا: تصویر جهانی که حافظ انسان را بدان می خواند

 شاعر : حافظ

شرح مفاهیم مشکل درس:

1. دل می رود ز دستم صاحب دلان ، خدا را      دردا که راز پنهان خواهدشد آشکارا

ای صاحبدلان آگاه و هوشمند ، عاشقی دل از دست داده ام به خدا که نزدیک است راز عشق پنهان من آشکار شود.

* دل از دست رفتن : کنایه از خود بی خود شدن ، اختیار از کف دادن .

 صاحب دل: عارف ، سالک آگاه ، آن که اختیار دل خود را دارد واز خود بی خود نشده است

 دردا: شبه جمله است برای بیان افسوس و تأسف

خدا را : به خدا قسم ، خدا را شاهد می گیرم

آرایه ها : کنایه، تضاد ( دل می رود زدستم . صاحب دلان) ( پنهان آشکارا).

2.کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز     باشد که باز ببینیم دیدار آشنا را

 در دریای عشق ، عاشقانی کشتی شکسته ایم ، ای باد موافق بوز و مارا همراهی کن ، امید است که باز بتوانیم چهره ی معشوق راببینیم . رسیدن به وصال محبوب در گرو لطف یار است .

* باد شرطه : باد موافق

 باشد که : امید است که

 دیدار : چهره ، اسم مشتق ( بن ماضی +ار)

 آشنا : معشوق ( به بیت سیزدهم « همای رحمت » مراجعه کنید )

 آرایه ها : تشخیص ( ای باد شرطه ) ، مراعات نظیر : کشتی باد شرطه .

جناس: باد ، باز

 واج آرایی: تکرار مصوب بلند (آ) هفت بار ، صامت (ش) پنج بار ، صامت (ب) پنج بار ، صامت (ر) چهار بار ، صامت (ک) سه بار ، مصوب بلند (ی) شش بار ، مصوب کوتاه (.) شش بار .

3. ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون       نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

 محبت دنیا زود گذر ، دروغین واز روی نیرنگ است . فرصت راغنیمت بشمار و در حق دوستان نیکی کن .

*ده روزه مهر گردون: یک گروه اسمی است، هسته ای آن « مهر » است ، « ده روزه » به معنی ناپایدار ، صفت آن است و گردون مضاف الیه آن.

 مهر ده روزه ی گردون : محبت زود گذر و ناپایدار روزگار افسانه و افسون : دروغ و نیزنگ به جای : در حق

4. ای صاحب کرامت ، شکرانه ی سلامت     روزی تفقدی کن درویش بینوا را

 ای کسی که بزرگوار و بخشنده ای به شکرانه تندرستی ، روزی از فقیر مسکین دل جویی کن و رزق و معاش اورا به او ببخش .

 کرامت : بزرگی ، بخشندگی صاحب کرامت : انسان بزرگوار و بخشنده

 تفقد کردن : دل جویی کردن

 روزی ایهام دارد : 1. یک روز 2. رزق ، معاش

5. آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است :     با دوستان مروت ، با دشمان مدارا

آسایش دنیا و آخرت در گرو جوان مردی با دوستان و سازش و نرم خویی با دشمنان است .

 تفسیر کردن : شرح کردن ، پدید کردن ، آشکار کردن . در این جا به معنی دانستن و عملی کردن است .

 حرف : مجازاً به معنای جمله و نکته است

مروت : جوان مردی 

 مدارا : سازش نرم جویی.

آرایه ها تضاد ، واج آرایی ( تکرار مصوب بلند « آ» هشت بار )

6. هنگام تنگ دستی در عیش کوش ومستی     کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

 هنگام تنگدستی به جای آنکه در غم و غصه ی دنیا فرو بروی به عیش و نوش بپرداز و بدان که می این ماده ی حیرت انگیز و دگوگون کننده ی هستی ، گدایان را چون قارون بی نیاز وتوانگر می سازد.

 کیمیا : فن یا بلکه آرزوی ساختن طلا و نقره از فلزات دیگر ، دراین جا به معنی دگرگون کننده .

 قارون : در این جا به معنی ثروتمند است .

آرایه ها: ا. متناقض نما (پارادوکس): عیش و نوش با تنگدستی میسر نمی شود ولی حافظ ما را به آن دعوت می کند . به این تناقض گویی های شاعرانه متناقض نما گویند (ر جوع کنند به درس هفدهم )

1-   جناس: مستی و هستی ، 3. تلمیح

2-    تضاد : قارون ( ثروتمند ) گدا

3-    کنایه : تنگ دستی ( کنایه از فقر)

 

قارون کیست ؟

قارون از افراد بنی اسرائیل معاصر حضرت موسی (ع) و به قولی پسر عموی وی بود . او جاه طلب ، بخیل ، حسود و بسیار ثروتمند بود . مردم به او گفتند از مالی که خداوند به تو عطا کرده هم خود بهره مند شور و هم دیگران را ببخش . قارون پاسخ داد این ثروت را با علم وتدبیر خود ( احتمالاً کیمیا ، زیرا ابن الندیم او را نخستین کیمیاگر می داند) به دست آورده ام . موسی اورا نفرین کرد و بر اثر این نفرین ، زمین شکافت و برداشت و قارون و خانه و گنجش را به کام خود فرو برد.

 

 7. سرکش مشو که چو شمع از غیرتت بسوزد     دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

غیرت : تحمل کردن رقیب ، حسادت عاشقانه از نظر عرفا خداوند هم عاشق است و هم معشوق .

«ت» در غیرتت: ضمیر متصل شخصی است ، نقش مفعولی دارد و متلق است به سوزد : تورا می سوزاند .

 سوختن : در گذشته به معنی سوزاندن ( گذار به مفعول ) هم به کار می رفته یعنی دو وجهی بوده است .

 آرایه ها :

1-   تشبیه

2-   تضاد( موم، سنگ خارا)

3-   کنایه : سرکش : نافرمان

 مصراع دوم کنایه از قدرت و اختیار مطلق داشتن .

4- مراعات نظیر : الف) سرکش ، شمع ب) شمع ، موم پ) شمع ، بسوزد

8- آینه ی سکندر جام می است بنگر       تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

 آیینه ی غیب نمای اسکندر همین جام می ( دل عارف آگاه ) است که اگر در آن به دیده ی تحقیق بنگری احوال پادشاهانی چون داریوش را با آن همه حشمت و شوکت بر تو نمایان می کند ( جام می بی اعتباری جهان را به روشنی نشان می دهد.)

آیینه ی سکندر: آیینه ی اسکندری در حقیقت « آیینه ی اسکندریه» است یعنی آیینه ای که بر فراز مناره ی شهر اسکندریه نصب کرده بودند وبعد ها به مناسبت آنکه بنیاد نهادن شهر اسکندریه و مناره ی آن را عالم شمرده شده است و می گفتند کشتی ها را از صد میل ( هزار گام ، یک سوم فرسنگ )راه نشان می دادهاست . حافظ دراین بیت صفت افسانه ای « غیب نمایی» هم براین آیینه افزوده است و آن را کما بیش به پایه ی « جام جم » رسانده است و قلب انسان پاک و آگاه و عارف را از نظر جهان بینی و دور نگری به آیینه ی غیب نمای اسکندر مانند کرده است .

 جام می : در اصطلاح عارفان قلب انسان پاک و آگاه و عارف است.

 احوال : سرگذشت ملک : سرزمین، پادشاهی

 دارا: ایهام دارد :

1- داریوش سوم که به دست اسکندر در سال 330 قبل از میلاد کشته شد .

2- ثروتمند

آرایه ها : تشبیه : آیینه ی سکندر به جام می تشبیه شده است .

2- استعاره : جام می ، استعاره از قلب آگاه عارف

3- تلمیح

4- جناس : دارد، دارا واج آرایی : تکرار مصوب بلند (آ) هفت بار

9- خوبان پارسی گو ، بخشندگان عمرند       ساقی بده بشارت رندان پارسا را

 زیبا رویان پارس عمر دوباره می بخشند.ای ساقی این خبر رابه رندان پارسی برسان تا لذت ببرند.

خوبان : زیبا رویان .

پارسا : پارسی ، فارسی ( اهل فارسی به معنی زاهد نیز به کار رفته است .

 رند : در دیوان حافظ «رند » عبارت است از انسان زیرک ، آزاد اندیش، اهل ایمان ، سبکبار ، اهل تساهل دینی و مدارای اجتماعی ( ر.ک حافظ نامه ، ج 1، ص 403 به بعد)

10. حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود      ای شیخ پاکدامن، معذور دار مارا

 حافظ به اختیار خود در وجود نیامد و شیوه ی زندگی رندانه رابه اختیار بر نگزید.مگر نه آن است که هر چه خدا بخواهد همان می شود؟ پس ای شیخ پاکدامن ! دست از سر ما بدار و مارا به حال خود بگذار .

 به خود : به اختیار خود

خرقه : لباس صوفیان ، اما دراین جا استعاره از هستی و وجود و یا طریقه و شیوه ی زندگی است . صفت « می آلود» برای خرقه بیانگر نگاه اعتراض آمیز « شیخ پاکدامن » است به حافظ که او آلوده و گناهکار می داند. شیخ پاکدامن : شیخ در شعر حافظ عموماً مظهر زهد ریایی و تظاهر به دینداری است و در بیشتر موارد با لحنی از طنز همراه است :

«بد رندان مگو ای شیخ و هشدار      که با حکم خدایی کینه داری »

ایهام چیست ؟

 به کاربرد دو گانه یا چند گانه ی کلمه ها در شعر و نثر « ایهام» گویند . معمولاً یکی از این معنی است . ایهام نوعی بازی ذهنی خواننده ایجاد می کند برای دریافتن آرایه ی ایهام باید به معانی مختلف وازه ها و عبارت ها آگاه باشیم :

« جان ریخته شد با تو ، آمیخته شد با تو چون بوی تو دارد جان ، جان را هله بنوازم »

( مولوی )

بو:

1- رایحه 2- آرزو

»دیدم وآن چشم دل سیه که تو داری            جانب هیچ آشنا نگاه ندارد»

دل سیه:

1- دارای مردمک سیاه 2- ستمگر ، سیاه دل ( در این معنی آرایه ی تشخیص ایجاد می کند و استعاره بالکنایه می سازد . جانب هیچ آشنا نگاه ندارد : 1- به سوی هیچ آشنایی نگاه نمی کند

2- از هیچ آشنایی جانبداری نمی کند.

 

[ سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ] [ 21:22 ] [ رضا رشیدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 42228
فروش بک لینک طراحی سایت

فال حافظ